مرتضى راوندى
272
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بيلى و 1200 سردابه در نفس شهر . » « 1 » مشخصات دقيقى از شهر قم : در تاريخ قم كه در قرن چهارم قمرى به زبان عربى نوشته شده و در قرن هشتم قمرى به همت حسن قمى ، به فارسى برگردانيده شده است ، مؤلف هنگامى كه مىخواهد مختصات شهر قم را توصيف كند ، نخست از حدود اين شهر سخن مىگويد . بعد برج قم يعنى طول و عرض جغرافيايى آن را ذكر مىكند . بعد از راههاى قم يعنى راه خراسان ، راه ساوه و آوه ، راه همدان ، راه جبال قم ، راه قاسان ( كاشان ) و ديگر راههاى اين شهر و دروازههاى آن سخن مىگويد . بعد ، از ميدانهاى قم يعنى ميدان يسع بن عبد اللّه و ميدان حسن بن على و هفت ميدان ديگر نام مىبرد . سپس از قنطرهها و پلهاى قم و بانيان آنها بحث مىكند و بعد ، از مساجد و حمامات سخن مىگويد . « 2 » در صفحهء 15 همين كتاب ، به ضياعها و باروى كهنه و نو « سراهاى خراج دار الضرب و سراهاى حكام و ولات و زندانها و كاريزها و جويها و رودخانهها و آسياها و مقاسيم آبها و رساتيق آن و تقسيمات و آتشكدهها اشاره شده است . در صفحهء 22 ، ضمن بحث در پيرامون وجه تسميهء قم ، از مساكن ديرين قم يعنى خانهها و كومه سخن رفته ؛ و چنان كه در برهان قاطع آمده است « كومه » خانهاى را گويند كه از نى و علف سازند و گاهى پاليزبانان در آن نشسته محافظت پاليز و زراعت كنند و گاهى صيادان در كمين صيد نشينند . در صفحهء 38 آن كتاب از دار الضرب و سراهاى واليان و حاكمان و زندانهاى شهر قم سخن رفته و در صفحهء 40 از كاريزها ، جويها ، رودخانهها و آسياها كه منظم بودهاند و مقاسم آبها و شعب آن روايت كردهاند . در صفحهء 43 در تعريف « مستقه » مىنويسد : « مستقه عبارت از آهنى است مانند زراع كه بر آن علامات و نشانهااند كه بدان آب قسمت مىكنند ؛ هر علامتى دليل است بر مقدار مستقه . » نظر به اهميتى كه آب در حيات اقتصادى مردم قم داشت ، كليه جويهاى آب و ظرفيت آنها در ديوان موجود بود ؛ از جمله در مورد جوى « از دورقان » در سال 305 هجرى قمرى ، مىنويسد : از « جوى از دورقان سى و يك مستقه و دودانگ حبه و اربع سدس حبه » « 3 » حاصل شد . آثار و ابنيهء خيريه به نفع عموم « شيخ عبد الجليل رازى ، مصنف كتاب النقض ، شرحى از مساجد و مدارس بزرگ و وضع اوقاف و مدارس كاشان مىنويسد و مىگويد : « هر رباطى و مدرسهاى كه رفيعتر و عاليتر و نيكوتر است ، همه خواجگان شيعى كردهاند چون شرف الدين انوشيروان خالد و رباطهاى معين الدين و مدرسهء صفى الدين و مجد الدين و غير آنكه روشنتر است از آفتاب . [ ص 473 ] . مجد الدين كاشانى ( متوفى به سال 535 هجرى ) آثار خيرى از خود باقى گذاشته از جمله « مدرسهء خيلى بزرگ و با شكوهى كه در آن زمان بىنظير بوده است ، در آنجا ساخته و طلابى در آن جاى داده و شهريه و ادرارات براى ايشان معين كرده . . . » علاوه بر اين ، در شهرهاى زنجان ، گنجه ، اران و غيره بناهاى خيريه از مدارس و مساجد و قناطر و مشاهد و رباطات و خانات بنا
--> ( 1 ) . تاريخ خاندان طاهرى . پيشين ، ص 162 . ( 2 ) . حسن بن محمد بن حسن قمى ، كتاب تاريخ قم . ترجمهء حسن بن على بن حسن بن عبد الملك قمى ، تصحيح و تحشيهء سيد جلال الدين طهرانى ، ص 27 - 20 . ( 3 ) . همان . ص 51 .